تبلیغات
نوشته های من
سایت من
آخرین عناوین
مطالب سایت
درباره سایت

آمار و امکانات سایت

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سایت من

پیوندها، پیوندهای روزانه، موضوعات، نویسندگان و ...


موضوعات مطالب سایت

نویسندگان سایت

  • محمد بردستانی تعداد پست ها: 14
  • زهرا احمدی تعداد پست ها: 3

دوست دارید چی بنویسم؟

درباره سایت

سلام.به وبلاگ "نوشته های من" خوش آمدید. امیدوارم بتوانم لایق محبت های بی اندازه شما باشم. در این وبلاگ نوشته هایی است که در تنهایی هایم نوشتم و امیدوارم که لایق چشمان نازنین شما باشم. ان شاء الله

کلیه حقوق این سایت محفوظ است

مطالب سایت

نوشته های من

بزودی

سلام.به زودی زود ان شاء الله بعد کنکور با یه روند جدید و حرفه ای برمی گردم.تیر ماه ان شاء الله کارم رو شروع می کنم و وبلاگ جدید «کار جدید» شروع به کار می کنه با کلی ایده های مختلف برای وسایل دست ساز.منتظر باشید.به زودی

نامه ای به باران

ای نعمت خداوند، ای باران، سلام.

دلم را هنگام آمدنت فراخ می کنم و نغمه های زمستانی را زیر لب زمزمه می کنم ای باران.

ای باران حقیقی!کی میشود صدای رعد های تو را شنید.کی میشود رنگین کمان را بعد تو دید.آقاجان!گر تو آیی باران عشق فرومیریزد و رنگین کمانِ حقیقیِ حق نمایان میگردد.

دل ما سیاه است،میدانم.اما نظری بر ما افکن ای باران حقیقی.ای کاش دل ما سفید بود و ما آنرا نثارت میکردیم.اما با همین دل سیاه هم می شود حماسه ها آفرید.

می دانم که دل تو از کار های ناشایست ما آزرده خاطر شده است.اما از خدا برای ما آمرزش بطلب و مارا از سربازان راهت قرار بده.

لاله

لاله...ای گل سرخ خونین...سلام...

سلامی به گرمای پنجه آفتاب.

لاله ها بسیارند ولی...ولی من لاله ی سرخ را دوست دارم.او خبر دارد.از گذشته های ایثار و از خود گذشتگی.

چه سال هایی که خون شهدا بر روی شما ریخته شد و همچون شبنم صبحگاهی بر روی زمین چکید و درخت اسلام را آبیاری کرد.

بزرگی خداوند

خدایا!کرمت را چگونه می توان توصیف کرد که همانند آسمان بی انتهاست.من نمیتوانم وصف بزرگیت را کنم زیرا خود من ذره ای از کرم بی انتهایت هستم.

زبانم،عقلم،اندیشه ام و احساسم توان وصف تورا ندارد.نمیدانم چه بنویسم.اما میدانم که میخواهم از چیزی بنویسم که نوشتنی نیست،زبانی نیست بلکه دل باید آن را وصف کند که خود دل نیز توان آن را ندارد.

کار با شما

سلام.وقتتون بخیر.قرض از مزاحمت این هست که میخوام یه پیشنهاد بهتون بدم.شما میتونید مثل سرکار خانم احمدی که لطف کردند و افتخار همکاری دادند،شما هم با وبلاگ دل نوشته های من همکاری کنید.منتظر پیام هاتون هستم.
برای ابراز همکاری میتونید به صفحه تلگرام من مراجعه کنید.

تلگرام

منتظرم
یا حق



مادر

هربار تورا درمقابل امواجی از سختی ها میدیدم
باخود میگفتم ممکن نیست جاخالی کنی 
ممکن نیست........
باخودم میگفتم تو مانند کوهی هستی دربرابر سختی ها
مگرکوه دربرابر امواج تکان میخورد ؟؟
غافل بودم که هر موج ذرای از کوه را باخود به یادگاری میبرد.
ای امواج لعنتی ذراتی که از وجود مادرم ربودید را باز گردانید                                

من در آپارات

آپارات......
کلیپی کوتاه در مورد عید غدیر
عید غدیر برهمگان مبارک

ای کاش

ای کاش دنیای ما آنقدر پاک بود که اینقدر در سیاهی غوطه ور نبودیم...

از کودکی که در خیابان های شهرمان کار می کنید و ما بی اعتنا از کنارش می گذریم...

تا معلمی که سالها زحمت می کشید تا علم و فرهنگ را در جامعه رواج دهد اما آخرش باید وسایل

معمولی خانه اش و حتی خورد و خوراکش را نسیه بگیرد و برخی آن چنان در پول و ثروت غوطه ور

هستند که اصلا نگران کسانی نیستند که پول حلال بدست می آورند و آنها حقشان را می خورند...

و ای کاش زنده باشیم و کسی را ببینیم که دنیا به اندازه تمام عمرش منتظر آمدنش است...

اللهم عجل لولیک الفرج...

بچگی

گاهی وقت ها دوست دارم انقدر بچه بشم که آرزو کردن بلد نباشم.

گاهی دلم می خواد برگردم به عقب و همه ی آرزو هامو پس بگیرم.

..... خدایا بچه بودم و بچگی کردم.

بچه بودم و آرزو بزرگ شدن کورم کرده بود.

تو چرا این آرزو رو برآورده کردی؟

آرامش در تنهایی

به نقطه ای از دنیا رسیده ام که حتی نوشتن هم آرامم نمی کند.

به نقطه ای رسیده ام که شعر های غم ناک و آهنگ دارم تبدیل شده اند به متن های

بی اثر.متن هایی که فقط خودم می خوانم و میفهمم.

فقط خودم و خودم...

تنهایی

تنهایی گاهی وقتا بد جور عذابم میده ...

آخه آدم های زیادی دور و برم هستن ولی ...

چی بگم؟! تا تنها نشی نمیفهمی که چقدر سخته ...

دنیای من گاهی وقتا اینجوریه ...

خالی از آدم هایی که نمیتونن خوب درکت کنن ...

خالی از آدم هایی که نمیفهمن حرف حسابت چیه ...

یهو میبینی که دور شدی ...

دور شدی از آدم های اطرافت ...

دور شدی از اون خوشی هایی که فکر می کردی با اون ها تجربه می کنی ...

و اگه حواست نباشه خدایی نکرده ممکنه به دست کسایی بیوفتی که مثل کفتار به جونت میوفتن و ول کنت نیستن ...

اون وقته که میفهمی چقدر به یه هم دم واقعی نیاز داری ...

کسی که بفهمتت و ولت نکنه ...

کسی که تنهات نذاره ...

اما یهو یه ندا میاد!ندایی که بهت میفهمونه اگه آدما ولت کردن یکی هست که تنهات نمیذاره ...

خدایا تنهام نذار چون تنهایی خیلی سخته ...

تنها کسی که کاملا درکم میکنه

تنهایی بد دردیه...

آدم تا تنها نشه نمیفهمه تنهایی چجوریه و آدمای تنها چجورین ...

خیلی بده که دور و برت کلی آدم باشه و کسی نتونه اون طور که باید و شایده درکت کنه ...

خیلی بده دنیای تو بشه دنیای خیالی...

دنیای خیالی ای که بفهمنت و درکت کنن ...

اما گاهی یه تلنگر می خورم ...

یه تلنگر که بهم میفهمونه یکی هست که من رو کاملا درک می کنه ...

وقتی این جمله رو میشنومم یا می خونم میفهمم که کنارمه ...

« الا بذکر الله   تطمئن القلوب » 

عشق و فداکاری

عشق در دل همه کس معنا خاصی داره...

اما چرا؟چرا آدم هایی مثل من نمیتونن عشقشون رو ابراز کنن؟

آره...من هم عاشق شدم...

اما...

اما هیچ وقت به فرد مقابلم نگفتم...

نگفتم چون نمی دونستم که چه عکس العملی داره...

نمی دونستم در موردم چه فکری می کنه...

نمی دونستم آیا بهم توجه می کنه و با اینکه من نوجوونم بهم فکر می کنه؟

نمی دونستم آیا میتونم خوشبختش کنم یا نه...

برای همین نگفتم...

از دلم گذشتم...

گذشتم اما فراموشش نکردم...

ای کاش دوباره ببینمش و فرصتی پیدا کنم تا راز دلم رو بهش بگم...

ای کاش ...

صفحات جانبی

با سلام. من در بخش صفحات جانبی داستان هایی را قرار می دهم که نوشته خودم هست و مفاهیمی عبرت آموز دارد. خوش حال می شوم که به آن ها هم سری بزنید.
با تشکر
محمد بردستانی

تنهایی و عشق حقیقی

نمی دانم با چه کسی درد و دل کنم ...

نمی دانم با که راز های نهان در دلم را در میان بگذارم ...

تنها این را می دانم که تنها کسی هستی که می توانم ...

می توانم دلم را با تو در میان بگذارم ...

تنها کسی که به حرف هایم کامل گوش می دهد ...

تنها کسی که راز های درون دلم را می داند ولی فاش نمی کند ...

خدایا...

در دلم راز هایی نهفته است ...

راز هایی که از گفتن برخی از آن ها شرم دارم ...

راز هایی که نمی دانم چگونه بر زبانم جاری کنم ...

چرا که برخی از این راز ها گناهان من هستند ...

خدا یا تنهاییم را با تو در میان  می گذارم ...

مرا تنها به حال خود وانگذار ...

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2